X
تبلیغات
لیدر

لیدر
مقاله های_علمی _سیاسی_اقتصادی_فرهنگی_اجتماعی_هنری
قالب وبلاگ

به نام خدا

 

سعادت در مدینه فاضله فارابی

 

طرح تحقیق:سعادت در مدینه فاضله فارابی

طرح موضوع: دراین تحقیق بدنبال این مسئله هستیم که سعادت چیست؟چگونه امری است؟مبانی فکری فارابی راجع به سعادت چیست؟

علت انتخاب موضوع: علاقه شخصی به حوزه فلسفه سیاسی و جذابیت فکری اولین فیلسوف سیاسی جهان اسلام می باشد.

سوال اصلی: سعادت در فلسفه سیاسی فارابی کدام است و چه هدفی دارد؟

سوال فرعی:1)سعادت چیست؟                                     

                     2)جایگاه سعادت در اندیشه و عمل کسانی که خواهان آنند

                     3)سعادت آدمی چگونه حاصل میگردد؟

 

مفروض ها:1)انسان ذاتا به دنبال خوشبختی است

                   2)انسان مدنی باالطبع است

 

فرضیه:انسان برای نیل به سعادت یکسری اصول و قوانین رو بشناسد و به ان عمل نماید

روش تحقیق:1)روش گرد اوری در این تحقیق بصورت کتابخانه ای است

                   2)روش پژوهش:هنجاری

سازماندهی:1)فهرست

                    2)چکیده

                    3)مقدمه

                    4)سعادت از درون آدمی

                    5)احتیاج انسان به اجتماع و تعاون

                    6)نتیجه گیری

 

 

 

 

 

فهرست

عنوان ......................................................................................... 1

طرح تفصیلی..................................................................................2

چکیده ........................................................................................ 3

فهرست .......................................................................................3

مقدمه .........................................................................................4

سعادت از درون آدمی .....................................................................5

احتیاج انسان به اجتماع و تعاون ....................................................... 6

نتیجه گیری .................................................................................. 7

منابع.............................................................................................8

 

 

 

چکیده

انسان از دیرباز به دنبال این بوده که بفهمد سعادت چیست؟ سعادت فردی است یا جمعی ؟ و چگونه بدست می آید و راه رسیدن به ان در قبال انجام چه کارهایی است؟(همه افراد باید انجام دهند)

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

ما در اینجا بر آنیم که سعادت را در مدینه فاضله فارابی بررسی نماییم و بررسی نماییم که در بحث نظریه هنجاری جای میگیرد یا نه. اینکه سعادت پنداری هنجاری است که بر طبق آن باید یکسری اصول کلی و قراین به تاریخ در افکار و افعال آدمی باشد تا به سعادت برسد همانطور که خواجه نصیر الدین طوسی میگوید هدف از حرکات انسانی رسیدن به سعادت است و سعادت عبارتست از خیر است{اخلاق ناصری صفحه 46} که در اینجا مجال آن نیست و در جایی دیگر به این موضوع میپردازیم

 

سعادت از درون آدمی

خواجه نصیر الدین میگوید:هدف از حرکات انسانی رسیدن به سعادت است و سعادت عبارتست از خیر است.

وی میگوید:خیر است بر دو قسم اند یکی خیر مطلق و دیگر خیر نسبی

خیر مطلق آنست که مقصود از وجود موجودات همان بود.سپس خیر منظور از خیر مطلق ذات حق اوست و اما خیر اضافی چیزهایی بود که در اصول بدان غایت نافع میباشد و اما سعادت هم از قبیل خیرات است و لیکن به اضافات با هر شخص و آن رسیدن اوست به حرکت ارادی نفسانی به کمال خویش سپس از این روی سعادت هر شخص سعادت شخص دیگری بود و خیر در همه اشخاص یکسان باشد و باید همه انسانها به سوی یک خیر که خیر مطلق است در حرکت باشد و سیر همه به سوی آن بود و از خیرات پراکنده اضافی احتراز کند(اصالت اجتماعی)

فورفوریس از ارسطا طالیس نقل کرده که او خیرات را بر این وجه قسمت کرده است که خیرات بعضی شریف بود و برخی ممدوح و بعضی خیر بالقوه و بعضی نافع در طریق خیر و بالاخره عقل و حکمت شریف بالذات اند و اقساطی دیگر{اخلاق ناصری 63-46}

سپس سعادت یا جسمانی بود یاقسانی سعادت جسمانی انگاه کامل بود که سعادت اقسانی با توام باشد{اخلاق ناصری 48}

سعادت عبارت از خیر مطلق و هرآنچه درراه رسیدن به خوشبختی سودمند است خیر است نه بالذات و لذاته و بلکه خیر بودن آن از جهت سودی است که در رسیدن به سعادت دارد و بر عکس هر آنچه به وجهی از وجوه مانع از رسین به سعادت شود بطوراطلاق شر است(سیاست مدنیه144)

فارابی اختیار را قبول دارد راه رسیدن به سعادت را همین اختیاری و ارادی بودن است اوست و نزوع انسان به طرف مدرکات خود بالجمله عبارت از اراده او بود سپس هر گاه این نزوع ناشی از احساس یا تخیل بود به اسم عام خود یعنی کلمه اراده نامیده میشود. و هر گاه ناشی رویت و یا قوه ناطقه بود بالجمله اختیار نامیده میشود تنها در انسان یافت میشود و از خصایص اوست و اما نزوع ناشی از احساس یا تخیل در سایر حیوانات نیز حاصل میشود و حصول و معقولات اولی برای انسان عبارت است از کمال اول او بود و این نوع از معقولات به خاطر این در انسانها نهاده شده است که انسان در جهت نیل به کمال اخیر خود بکار گیرد (و مورد عمل قرار دهد).

و سعادت انسان عبارتست از همین بود و آن عبارت است صیروریت و انمتقال و تحول نفس بود در کمال وجودیه خود بدان مرتبتی که در مقام خود محتاج به ماده نبوده و این امر به این خود که تا آنجاکمال یابد که از آن جمله موجودات مفارق و مبرای از ماده گردد(اندیشه های اهل مدینه فاضله 186-185)

پس انسان برای رسیدن به سعادت با بینش شهودی خود بدان رسد و تلاش نماید با گردش در افکار وجودی خود راه رسیدن به سعادت باشد و سعادت چیزی نیست که در ماده قرار گیرد و باید تشنگی حقیقت یابی خود را جستجو نماید و از ماده و ماده گرایی رها گردد تا به سعادت رسد نه اینکه ماده و ماده گرایی را سر لوحه کار خود قرار دهد برای رسیدن به سعادت.

پس سعادت از درون انسان میباشد و روز به روز باید به سعادت نزدیک شود و تحول خود را درک نماید.

و سعادت عبارت است از چیزی که خود لذاته خیر و مطلوب بوده و از اموری نیست که به طور مطلق یا در وقتی از اوقات مطلوب بغیر و وسیله وصول به چیزی دگر بوده است و اصولا برای آن ورای آن چیزه دیگر بزرگتر و مطلوبتر از او نبود تا ممکن باشد که انسان به واسطه آن بدان رسد(همان187)

پس سعادت چیزی نیست که بستگی به زمان داشته باشد بلکه سعادت چیزیست که مطلق است و در همه زمانها و مکانها یکی ست.

احتیاج انسان به اجتماع و تعاون

وهریک ازآدمیان برسرشت طبیعی آفریده شده اند که هم در قوام وجود خود وهم در نیل وصول به برترین کمالات ممکن خودمحتاج به اموری بسیارند که هر یک به تنهایی نتواند متکفل انجام همه آن امور باشند و بلکه در انجام آن احتیاج به گروهی بودکه هریک از آنها متکفل انجام اموری از مایحتاج ان بود وهریک از افراد انسانی نسبت به هریک دیگر بدین حال و وضع بود وبدین سبب است که برای هیچ فردی از افراد انسان وصول بدان کمال که فطرت طبیعی اوبرای او نهاده ممکن نبود مگر بواسطه اجتماع و اجتماعات وتجمع بسیاری که یاری دهنده یکدیگر باشند و هریک برای هریک در انجام بعضی از مایحتاج او وآنچه در قوام  وجودی اش به آن بود قیام نماید تا بدین صورت وسیله همه آنچه جمله آن جماعت برای آن  قیام کرده و کاری انجام داده اند گردآیدتا برای هریک ازافرادهمه مایحتاج او که هم در قوام وجودی و حیات طبیعی بدان محتاج بود در وصول به کمال  فراهم شود...و در نتیجه جمعیتهای انسانی تشکیل گردیده است.(همان205)

انسان نیاز به اجتماع دارد وبدون اجتماع نمی توانند به سعادت رسد چرا که نمیتواند همه نیازهای خود را براورده سازد.چرا که انسان در اجتماع و تعامل با دیگران است که خویشتن را در می یابد و در رابطه با دیگران است که میتواند احتیاجات و حوایج خود را بر آورده نماید و اگر انسان نتواند با اجتماع باشد به سعادت نمی رسد و کمال خود را بیابد واین انسان اجتماعی است که هر فردی وظایفی بر عهده دارد و انجام دهد طبق فطرت وجودی اوست که هریک در جایگاهی می رسد .

فارابی اجتماعات را به دو دسته تقسیم می کند1.کامله 2.ناقصه(همان206)

و این اجتماعات باید ازنوع  کامله باشد تا به سعادت رسید نه ناقصه چرا که اجتماعات ناقصه در آن نقص های وجود وجود داردمثلا اجتماع چند نفر در یک محل هستند نمی توانند به تنهایی به سعادت رسند.

واجتماعات غیر کامله  اهل ده  اجتماع  مردم محله و پس از آن اجتماع در یک کوی وپس اجتماع در منزل کوچکتر از همه در یک منزل بود(همان206)

پس اجتماع در یک منزل نیز اجتماعی محسوب می شود ولی آیا حتی می توان نیازهای مادیخود را نیز براورده سازند؟ پس چه رسد به نیازهای که با بینش شهودی به آنها رسید و آن نیازها نیازمند به اجتماع است و در سایه همین اجتماع ست و کمک به قوام و وحدت همین اجتماع ست که انسان به سعادت برسد و کمک به دیگر افراد از ضروریات ذسیدن به سعادت ست چرا که اگر این میل کمک به دیگران نباشد و انسان کم توجه به اطراف و اجتماع و بشر باشد نمی تواند نیاز روحی خود خود را بر طرف نماید واز محالات که انسانی  در یک گوشه جهان اتفاقی برای آن بیفتد و دیگران چشم پوشی کنند از آن فرد .

پس خیر افضل و کمالی نهایی نخست بوسیله اجتماع مدنی حاصل آید نه اجتماعی که کمتر و ناقص تر از آن بود(همان208)

نتیجه گیری

هدف حقیقی مدینه فاضله در اصل هما ن اجتماع و تعاون است که به سعادت ادمی منجر شود .

پس آن مدینه ای که مقصود حقیقی از اجتماع در آن تعاون بر اموری بود که موجب حصول  و وصول به سعادت آدمی  است در مدینه  فاضله بود و اجتماعی  که بواسطه آن برای رسیدن به سعادت تعاون کنند امت فاضله  بود و همین طور معموره فاضله آن هنگام تحقق پذیرد که همه امت هایی که در آن زندگی می کنند برای رسیدن به سعادت تعاون کنند(همان208)

سعادت چیزی نیست که فرد بتواند به تنهایی به آن رسد و از اصول مهم به سعادت رسیدن بااجتماع در تعامل بودن است (اجتماع گرایی) وراه درک رسیدن به سعادت چیزی  است که با بینش شهودی  و درونی خود فرداست(وجدان) که باید به آن برسد و توجه به درون است  وشناخت فرد از خود و هدف خود است که انسان را در تامل و رابطه انسان خود نموده(شناخت فرد از خود متمایل گشتن به اجتماع).

 

 

 

منابع و ماخذ

اندیشه های اهل مدینه فاضله_ فارابی ابونصر _ترجمه و تحشیه سید جعفرسجادی_تهران_طهوری1361

 

سیاست مدنیه_ فارابی ابو نصر _ترجمه و تحشیه از دکتر سید جعفر سجادی_انتشارات انجمن فلسفه ایران

 

اخلاق ناصری_طوسی خواجه نصیر_تهران_کتابفرشی اسلامیه_بی تا

[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:15 ] [ هادی ترکی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب
امکانات وب
--------------------------- --------------------------- --------------------------- --------------------------- --------------------------- --------------------------- geolocation database